إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 11

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

الى عصر عبد الملك بن مروان ، فنجد بين كتابه روح بن زنباغ الجذامى و قد وصفه عبد الملك بانه فارسى الكتابه . » 33 شايد انگيزهء اهل قلم درين دگرگونى و اتخاذ شيوه جديد ، قدرت‌نمائى و توجه ايشان به جلوه دادن سخن و جنبهء نمايشى دادن به گفتار و بتبع آن توسل به موارد مختلف علوم و فنون بلاغى و آرايشهاى بديعى نظير اقتباس از آيات قرآنى ، استشهاد به اشعار پيشينيان و استناد به احاديث و امثال و استفاده از اصطلاحات فنى و درنتيجه بازى با ذهن و ضمير خوانندگان و مسحور ساختن ايشان بوده است . در آخر همين دوره يعنى عصر بنى اميه ، در ميان نويسندگان ، موضوع اطناب و اطالهء معتدل سخن نيز باب گشت و به نظر بسيارى از محققان اين امر نيز زائيدهء ارتباط ادبى - اجتماعى عربىزبانان با مردم ايران بوده است و فاتح اين باب نيز عبد الحميد كاتب بود . « . . . . و هو الذى سهل سبيل البلاغة فى الترسل و مجموع رسائله مقدار الف ورقة و هو اول من اطال الرسائل و استعمل التحميدات فى فصول الكتب فاستعمل الناس ذلك بعده . . . » 34 بنا بگفته فيليپ حتى اين روش واضح‌ترين امتياز اين عصر بوده و تحت نفوذ سخن‌پردازى فارسى در ادب عربى ظاهر شده و رواج يافته است . درين نوع نثر آرايش كلام و بويژه استفاده از سجع موردنظر نويسندگان است . 35 ارتباط رسمى فرهنگى ايرانيان با اعراب مسلمان ، پس از فتوحات پىدرپى ايشان ، از دورهء بنى اميه و با ورود ايرانيان در دستگاه خلافت و كارهاى ديوانى و مقدمة تحت عنوان مترجم ، عالم ، مشاور ، مسئول امور مالى و خراج . . . آغاز گشت و بتدريج اين ارتباط گسترده‌تر شد تا در دورهء عباسى بيشتر امور ديوانى به عهده ايشان درآمد و بويژه بيشتر كاتبان و نويسندگان و كارگذاران ديوانها ايراني يا ايرانىتبار بودند و بناچار قوميت و مليت ايشان در دستگاههاى حكومتى و اجتماعى نفوذ كرد و آن را تحت‌تأثير قرار داد . اين تأثير و تأثر و آميختگى فرهنگى با ترجمهء منابع تاريخى و آداب و سير و پندنامه‌هاى بزرگان ايرانى از پادشاهان و وزيران و انديشمندان ، پايه‌گذارى شد . ترجمهء اين متون براى زمامداران عرب دو فايدهء بزرگ دربرداشت يكى آشنائى ايشان با وضع حكومت و فرمانروائى و سياست و شخصيت پادشاهان در ايران پيش از اسلام و ديگر آگاهى از كيفيت ترسل و نويسندگى ايرانيان در آن ازمنه . كار ترجمهء متون در حقيقت از روزگار معاويه باب گشت زيرا اين خليفه زيرك و سياس براى ايجاد نظم و ترتيب در امور مربوط به فرمانروائى ، خود را ناچار به مطالعه و بررسى احوال پادشاهان و بزرگان سياست در ميان ملل راقيه و از جمله ايران و روم مىديد . « ثم يؤذن للخاصة و خاصة الخاصة و الوزراء و الحاشية فيؤامره الوزراء فيما ارادوا صدرا من ليلتهم و يستمر الى ثلث الليل فى اخبار العرب و ايامها و العجم و ملوكها و سياستها لرعيتها و سير ملوك الامم